ضعف در مدیریت فرهنگی، نبود تعریف مشترک از فرهنگ و هنر و همچنین فاصله گرفتن از صداقت در روایت واقعیتها، از جمله عواملی است که باعث شده بخشی از سینما، ادبیات و هنر نتوانند همگام با پیشرفتهای علمی و اجتماعی کشور، تصویری روشن از «ایران پیروز» ارائه دهند. فتح واقعی پیش از آنکه در میدان نظامی رخ دهد، در عرصه فکر و قلم شکل میگیرد. جوان آنلاین: ضعف در مدیریت فرهنگی، نبود تعریف مشترک از فرهنگ و هنر و همچنین فاصله گرفتن از صداقت در روایت واقعیتها، از جمله عواملی است که باعث شده بخشی از سینما، ادبیات و هنر نتوانند همگام با پیشرفتهای علمی و اجتماعی کشور، تصویری روشن از «ایران پیروز» ارائه دهند. فتح واقعی پیش از آنکه در میدان نظامی رخ دهد، در عرصه فکر و قلم شکل میگیرد.
کاوه اقدامدوست، کارشناس و مدرس رسانه درباره چرایی گرایش بخشی از صنایع فرهنگی به نوعی انفعال و تاریکنمایی به «جوان» گفت: برای روایت درست دستاوردها، نخست باید اطلاعات دقیق و کاملی از موضوعات در اختیار داشت و سپس مشخص کرد که پیام قرار است برای چه مخاطبی ارسال شود. هر اندازه صداقت در شناخت واقعیتها بیشتر باشد، روایت نیز صادقانهتر و اثرگذارتر خواهد بود.
اقدامدوست افزود: یکی از شیوههای مؤثر در روایت پیشرفتهای کشور، مقایسه شرایط ایران در دورههای مختلف تاریخی است. برای مثال مقایسه وضعیت کشور در دوره رژیم پهلوی با دوره پس از انقلاب اسلامی یا گفتوگو با مردم مناطق محروم میتواند نمونههای روشنی از روایت واقعیتهای جامعه و تحولات آن ارائه دهد.
حضور نخبگان در عرصه «روایت پیشرفت»
این کارشناس رسانه در ادامه با اشاره به موانع حضور نخبگان و دانشگاهیان در عرصه «روایت پیشرفت» گفت: برای سخن گفتن از الگوهایی مانند شهید سیدمرتضی آوینی باید ابتدا ابعاد مختلف شخصیت و اندیشه او را بهدرستی شناخت. مجموعه آثار «روایت فتح» در حوزه دفاع مقدس نمونهای مهم از این نگاه است که مطالعه و بازبینی دقیق آن میتواند درسهای زیادی برای فعالان رسانهای امروز داشته باشد.
اقدامدوست تأکید کرد: در عین حال نباید در این مسیر شتابزده عمل کرد، زیرا هر حرکت رسانهای بدون تأمل و تفکر میتواند به نتایج نادرستی منجر شود.
وی در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به برخی ضعفهای مدیریتی در حوزه فرهنگ اظهار داشت: متأسفانه در سالهای گذشته رسانهها و مراکز فرهنگی به تعریف مشترکی از فرهنگ و هنر نرسیده بودند و با تغییر مدیران، نگاهها نیز به شکل سلیقهای تغییر میکرد. حتی در مقاطعی اعتقاد جدی به قهرمانسازی در عرصه فرهنگی وجود نداشت.
به گفته وی، یکی از مشکلات بنیادی در مراکز تصمیمگیری فرهنگی ضعف مدیریتی بوده، چراکه مدیر ضعیف معمولاً ترجیح میدهد مجموعهای همسو و کمتحرک در اطراف خود داشته باشد و همین مسئله بهتدریج اعتمادبهنفس هنرمندان را کاهش میدهد و فضای خلاقیت را محدود میکند.
این مدرس رسانه درباره موانع ساختاری در مسیر حضور نخبگان در عرصه روایت پیشرفت نیز گفت: یکی از مهمترین پیششرطها برای شکلگیری چنین فضایی، وجود آزادی اندیشه و آزادی بیان است. در جامعهای که مبتنی بر آرای مردم و ارزشهای دینی است، افراد باید بتوانند دیدگاههای خود را درباره مسائل مختلف مطرح کنند.
وی ادامه داد: موانع ساختاری زمانی شکل میگیرد که یک جریان یا حزب بخواهد برای همه تصمیمگیری کند و امکان طرح دیدگاههای متفاوت محدود شود. تندرویهای بیمورد، نگاههای شخصی به دین و جامعه، تفسیر به رأی و ضعف علمی و فرهنگی برخی گروهها از جمله عواملی است که میتواند موجب سرخوردگی بخشی از آگاهان و نخبگان جامعه شود.
تبدیل روایت پیشرفت به دغدغه عمومی
اقدامدوست درباره تبدیل «روایت پیشرفت» به یک دغدغه عمومی در میان مجامع علمی و دانشگاهی نیز گفت: تقویت فضای آزاداندیشی، شنیدن دیدگاههای مخالف، شناخت دغدغههای واقعی مردم و تعامل سازنده با جهان از جمله اقداماتی است که میتواند به شکلگیری چنین فضایی کمک کند.
وی افزود: همچنین تقویت حوزههای دانشگاهی و توجه به مهارتآموزی میتواند زمینه مشارکت گستردهتر نخبگان علمی در روایت پیشرفتهای کشور را فراهم کند.
این کارشناس رسانه در پایان با اشاره به الگوی روایت شهید آوینی خاطرنشان کرد: شهید آوینی زمانی توانست روایت ماندگاری از دفاع مقدس ارائه دهد که پیش از هر چیز «فتح دلها» را هدف قرار داد؛ همان رویکردی که در سیره پیامبر اکرم (ص) پس از فتح مکه نیز مشاهده میشود.
اقدامدوست عنوان کرد: فتح واقعی پیش از آنکه در میدان نظامی رخ دهد، در عرصه فکر و قلم شکل میگیرد. از اینرو شناخت دقیق تاریخ و هویت ایران و انتقال آن به نسلهای آینده میتواند یکی از مهمترین مسیرهای شکلگیری روایتهای ماندگار از پیشرفتها و تجربههای تاریخی کشور باشد.
نبرد تمامعیار هیبریدی
دکتر احمد حسینیمقدم، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان و پژوهشگر حوزه علوم ارتباطات نیز با اشاره به اینکه ما اکنون در دورانی خطیر و در گرماگرم کارزاری نفسگیر بسر میبریم و از آن به نام جنگ تحمیلی سوم یاد میکنیم، ادامه داد: این جنگ نبردی تمامعیار، چندوجهی و بهشدت هیبریدی است که از سوی هژمونی غرب با محوریت امریکا و صهیونیسم بر جغرافیای معرفتی، اقتصادی و تکنولوژیک ایران تحمیل شده است.
حسینیمقدم با واکاوی سیر تاریخی تخاصمات بیان داشت: اگر در دوران شکوهمند دفاع مقدس غایت بنیادین دشمن اشغال و تجاوز به حریم خاک بود و در جنگهای نظیر دیماه که در قامت یک شبیخون فرهنگی رخ نمایاند، تسخیر قلبها و مسخ ارزشهای هویتی هدفگذاری شده بود؛ امروز و در آوردگاه جنگ تحمیلی سوم، سیبل اصلی دشمن فلجسازی اراده معطوف به پیشرفت و تحمیل یک آپارتاید ظالمانه علمی بر ملت ماست.
وی افزود: در این نبرد پیچیده شناختی و فناورانه خطوط مقدم درگیری چرخشی استراتژیک داشته و از مرزهای ملموس جغرافیایی به فضاهای انتزاعیتر و در عین حال حیاتیتری، چون پژوهشگاهها، دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان امتداد یافته است و با این تغییر شگرف در گرانیگاه نبرد مفاهیم بنیادینی، چون فتح و فاتح نیز دستخوش دگرگونی و تطور معنایی شدهاند. اما در این میان پارادوکس بس تلخ و تأملبرانگیز ماجرا آنجاست که دستگاههای رسانهای ما که رسالت خطیر روایتگری این فتوحات نوین را بر دوش دارند در بازنمایی حماسی و خلق قهرمان از چهرههای تابناک علمی و پیشگامان عرصه پیشرفت ایران دچار یک سندروم فلجکننده شناختی و لکنت زبانی عمیق و مزمن شدهاند.
حسینیمقدم در پایان تأکید کرد: تنها راهکار برونرفت از این بنبست، وقوع یک انقلاب فرمال و روایی است. دانشمندان ما فرماندهان خاموش این نبرد نامتقارنند و تا زمانی که رسانه نتواند استعارههای میدان جنگ را با هوشمندی به میدان علم ترجمه کند و درام را از دل فرایند پررنج کشف بیرون بکشد، این مفاخر ملی در غربت آزمایشگاهها باقی خواهند ماند و جامعه از فیض داشتن قهرمانانی که موتور محرک تمدنسازی نوین هستند، محروم خواهد شد. بنابراین دراماتیزه کردن پیشرفت دیگر یک انتخاب هنری نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی امنیت ملی در جنگ روایتهاست.